مبانی نظری دینداری و طلاق (فصل دوم تحقیق)
فصل دوم:.......................................
دین و تعاریف آن................................
دو معنی برای دین در تاریخ ادیان................
مشکلات مربوط ه ارائه تعریف جامع از دین..........
خاستگاه و نقش دین..............................
تاریخچه دینداری................................
ضرورت دینداری و خدا پرستی......................
ارزش زندگی دینی................................
آثار دین در زندگی..............................
فواید دینداری در حیطه روان شناختی..............
نقش روانی دین..................................
دین و جامعه....................................
نقش اجتماعی دین................................
علل رویگردانی از دین...........................
روشهای اندازه گیری دینداری.....................
تاریخچه روانشناسی دین..........................
حوزههای مطالعه روابط روان شناسی به دین.........
دیدگاههای نظری در مورد دین.....................
طلاق و تعریف آن.................................
تاریخچه طلاق در جوامع قدیم......................
طلاق در ادیان...................................
طلاق در کشورهای مختلف...........................
نظر اسلام پیرامون طلاق...........................
مشکلات ناشی از طلاق..............................
علل و عوامل طلاق................................
دیدگاههای نظری پیرامون طلاق.....................
تحقیقات پیشین در زمینه دینداری و طلاق...........
تاریخچه دینداری
امروز ما در وضعیت بحرانی بی سابقهای به سر میبریم. مردم اعصار دیگر به یقین همانقدر دچارقحطی گسترده، آشفتگیاجتماعی و جنگ ویرانگر بودهاند که ما هستیم. لیکن تنها در روزگار ماست که بقای آدمی و نیز جانداران دیگر جدا در معرض تهدید قرار گرفته است.
بحران در جهان بیرون با بحران دیگری در جهان درون همراه شده است ویرانگری عظیم و خانمان سوز جنگ جهانی اول چنان میراثی از سرخوردگی و بی اعتمادی به خود برای نشان قرن 20 بر جای نهاد که در تاریخ بی سابقه است. آمریکاییها شاهد موجیاز افسردگی معنوی و شکاکیت مذهبی بودهاند که بسی گسترده و ویرانگر بود. در نیمه قرن بیستم این امر بدیهی شمرده میشد که دنیایا نوین در میانهی (عصری از اضطراب) در روزگار آشفتگی معیارها و اندیشها و در ناامنی دردناک به سر میبرد. (ام، وولف، 1386).
در فاصلهی میان این دو پیمایش ملی ملاحظهی دیگری هم نمودار شد. برای نخستین بار در ظرف مدتی بالغ بر 200 سال اغلب کلیساهای اصلی پروتستان در آمریکا اعضاء خود را رفته رفته از دست دادند.
تغییراتی مشابه اگرچه با شدت کمتر و عرصهی اعضاء فرقههای کاتولیک، رومی و یهودینیز رخداده این افول تاریخی در برخی شاخصهای دیگر هم نمود یافت. ساخت کلیسا متوقف شد، نشریات مذهبی از ادامه کار خود باز ماندند و مبلغان کمتری به خارج گسیل شدند. بین سالهای 1965 و 1978 میزان پاسخ دهندگان پرسشنامه اعلام میکردند دین در زندگی آنها بسیار مهم است. از 7 درصد در 52 درصد کاهش یافت. از آن هنگام این رقم بین 50 تا 59 درصد در نوسان بوده است. (ام، وولف، 1386).
اما چنین مهم نیست که همهی فرقههای مسیحی دستخوش چنین روندی شده باشند. برخی از آنها از جمله سازمانهایی نظیر جماعتهای خداوند، گروههای غیر گلریزان[1] و تقدیس مورمونها،[2] شاهبان یهود و ظهوریون[3] در روز هفتم دارند، رونق میگیرند. پاسخی که امروزه از سوی دین در حال ظهور است آیا به راستی واکنش است. بحرانی که با آن روبرو هستیم یا خود نشانی از آن یا شاهده هم عامل تشدید آن است اگر عامل تشدید است. آیا محکومین که نقش تماشاگرانی درمانده را به عهده گیریم. یا به نحوی این امکان وجود دارد که وقایع را در سیری درستتر به جریان اندازیم. (همان منبع)
روانشناسی دین، در آغاز بسیار کثرت گرایانه بوده است به نظر میرسد کمتر نظریه یا روش در روانشناسی وجود دارد که کسی آن را برای مطالعه دین به کار نبرده باشد. به موازات پیشرفت در میدان پهناور روانشناسی، این کثرت گرایی به کرات ستیزهجو بوده و به بینش یک دیدگاه دیگر منجر شده است. (ام. وولف، 1386)
ضرورت دینداری و خدا پرستی
اولین دلیلی که میتوان برای ضرورت دینداری انسان بیان کرد همان نیاز فطری و روحی انسان به دین و خداپرستی است به این دلیل که انسان ذاتا نیازمند عشق و عبارت خداست همانطور که نمونههای آن در زندگی انسانهای اولیه مشاهده شده است، آنان با داشتن این نیاز پرستش ستاره، ماه و..... روی میآوردند. دومین دلیل این است که انسان به داشتن قوانین جامع و مترقی نیازمند است، قوانین دینی و الهی بویژه قوانین اسلامی برنامه کامل زندگی انسان را ارائه میکنند. (سینی چی، 1384)